چقدر زیبا بود !چه لحظه های شگفتی چه شکوهی چه عشقی چه ایمانی همه صف کشیده بودند همه دل های مشتاقشان را روی دست گرفته بودند
همه جویای لقمه ای متبرکبودند و چرا نباشند؟؟؟ وقتی کبوتران به برکت نام تو از حریمت دور نمی شوند  وقتی اهو ها از پناه دست هایت دور نمی شوندوقتی خورشید هر بامداد بر گنبد تو سلام می کند چرا دل های مشتاق  زائرانت تو را به طواف نگیرند و از فا صله های نزدیک و دور به زیارت محبت تونیایند؟
و من ان روز اشتیاق  را در چهره ها و  و دست هایی که در مهمان خانه تو طالب شوق و شکوه و شفا و برکت و شادی بودند دیدم  و دیدم که ایمان چه شکوهی دارد و عشق چه قد خاطره افرین است.
 اما اینک ای حجت خدا زیارت تو حج عشاق بینواست پس بگذار تا همیشه بینوا بمانیم
 بر گرفته از کتاب : عشق هشتم به نوشته ی جواد نعیمی با اندکی تغییر
 




برچسب ها :
مهربون ,  غذای حضرت ,