سلام بر گلدسته هایی که صدای بلال را به یاد می اورد*

سلام برمحرابی که امید رامهمان نگاهمان میکند*

سلام بر سقا خانه ای که نشان دجله رادارد .نشان دستانی که به اب ابرو دادند*

سلالم بر خورشیدی که لایق سرزمینت گشته است*


سلام بر گل های دشت که سینه به سینه غربت توراگفته اند* 

 سلام بر کبوترانی که بال در بال در اسمان ها تو را میخوانند *

 سلام بر هشتمین نگاه اسمان که بر زمین جان داده است *

سلام بر هشتمین ستارهای که از کهکشان محبت خدا جداگشته وزمین رالایق گام هایش کرده است*

سلام ...

اما ... اما... نه نمیتوان سلام کرد زیرا تو مانند خاندانت در سلام کردن از همه جلوتری.


 برگرفته از مجله ی پویندگان*